در نوجوانی بین سالهای ۱۳۷۴ الی ۱۳۷۷ من در انجمن فرهنگی عضو بودم که برادران و دوستان زیادی در آن عضویت داشتند ، { انجمن فرهنگی محراب} با مشارکت بچه های جوان و پر انرژی که در ولایت بامیان سکونت داشتند ، که بعضی از آنها در طی جنگهای داخلی آنزمان به بامیان مهاجر شده بودند از ولایات و شهرهای مختلف و لهجه ها و فرهنگهای متفاوت از کابل و غزنی، از شیخعلی و بهسود ، از مزار و پلخمری ، از دایکوندی و پروان و از بامیان و جاهای دیگر ، ترکیب و فعالیت این عزیزان با همدلی و صداقت کودکانه و نوجوانانه شان در زمینه فعالیتهای فرهنگی ،هنری و سیاسی در بامیان همیشه به مردم شور و شوق و دلگرمی می داد. در آنزمان موسس و مدیر انجمن آقای اسماعیل صفدری {نماینده منتخب فعلی مردم کابل در پارلمان} بودند. یکی از کارهای بچه ها سرود خوانی به صورت گروهی یا تکی بود ، اینبار قصد دارم یکی از آن سروده ها را برای مردم با افتخار خود در این وبلاگ بگزارم ، من علاقه ی به دامن زدن نفاق یا دشمنی با دیگر هموطنان ندارم، و همه هموطنان را جزیی از افتخارات و اجزای به هم پیوسته وطن می دانم ، ملت غیور هزاره نیز همیشه با سربلندی و افتخار هر چند با نیرنگ و کینه های دشمنان توانسته اند زندگی خود را در این وطن داشته باشند، لذا مخاتبین این سرود ملت غیور هزاره می باشد.

{{ مو مردوم ازره }}

مو مردوم ازره ده گوفته خو ماکم

ده دین و ده آیین آته خو ماکم

هوا و هوس را کنو زیر فرمو

مطیعی خدا و کتاب و امامو

کلاش خوره بیگیر دیله دیه، ده دریا

نه نوکر ده تاجیک، نه مزدور ده اوغو

ده وصیت و نصیت آیه خو ماکم

نان و چلپگ مو خوبه

قدی پگ مو خوبه

امو شال خلخال الگگ مو خوبه

ازو ماه تابونی دیگرو بیرارو

الیکین و چراغی موشگ مو خوبه

ده رفتو، ده امدو، ده شیشته خو ماکم

نشو عاشق پخته و خام دیگرو

ده زور علی و امامون خوتاکو

سیتاره امید خو از بام دیگرو

ده رسم و رواج و ده سله خو ماکم

مو مردوم ازره ده گفته خو ماکم

ده دین و ده آیین آته خو ماکم

{سروده شده در سال ۱۳۷۶- گروه سرود انجمن فرهنگی محراب / ولایت بامیان}