سلام بر دوست!

رابطه ای دوستی و دوستان،يکی از با ارزشمندترين نعمتها می باشند که تاثيرات مستقيم بر زندگی،روحيات و احساسات و توانايی های فردی يک نفر در جامعه دارد.انسانها در جهان امروزی به خوبی مي دانند که بايستی برای ادامه زندگی به نيازهای واقعی خود چگونه با اطرافيان ارتباط برقرار کنند و اين رابطه به صورت ناخود آگاه،و يا تمايل و روحيات مشترک بين آنها بوجود می آيد
من و شما نيز يک انسان هستيم که نياز به رابطه دوستی،ابراز علاقه و محبت و عشق داريم(عشق فقط به معنی دوست داشتن دو جنس مخالف نيست) و اگر ما اين ابراز علاقه و محبت را به هم نداشتيم، روح لطيف ما سرد و بی احساس می بود و درک متقابل نيز وجود نداشت،اين مشترکات و روحيات و علايق است که دو فرد را که هيچگونه آشنايی و رابطه فاميلی ندارند را به هم نزديک و موجب ايجاد رابطه ای دوستی بينشان می شود که آنها را حتی تا آخرين لحظات عمر نيز به هم وابسته نگاه ميدارد، ولی اين وابستگی زمانی پايدار و استوار است که ما واقعاً همديگر را دوست داشته باشيم و به اصول دوستی پايبند باشيم
من از زمانی که خود را شناختم، همواره در اطراف خود دوستانی را داشته ام که اين دوستی ها هم کوتاه مدت و هم بلندمدت، و هم صميمی و هم سطحی بوده اند، که با گذشت زمان هنوز هم آن رابطه هاي عميق و صميمي کمرنگ نشده اند و بلکه به مرور زمان با ارزشمندتر و صميميتر شده است. من هميشه ياد و احترام دوستان قديمی و جديدم را در اعماق قلب نگاه داشته و از خداوند نيز ميخواهم که بر اين دوستی های پر ثمره و ارزشمند بيافزايد.

-اگر می خواهيد دوستتان بدارند و دوست بداريد،دوست داشتنی باشيد.

-برای ايجاد يک رابطه خوب،کافی است که فقط راحت باشيد و از لحظاتی که با ديگران هستيد لذت ببريد.

-شما ميتوانيد با علاقمند شدن به مردم طی دو ماه ،آنقدر دوست پيدا کنيد که نميتوانيد همان تعداد را در عرض دو سال به خود علاقمند کنيد.

-دوست صادق آنست که در غم و شادی شريک باشد،خوشبختی ما را دو برابر کند و يک نيمه از صد رنج ما را به دوش کشد.

-دوست بداريد کسانی را که به شما پند ميدهند نه کسانی را که شما را ستايش می کنند.

-انسان نمی تواند به همه نيکی کند ولی ميتواند نيکی را به همه نشان دهد.

-دل دوستان آزردن، مراد دشمنان بر آوردن است.
 
دوست و دوستی نعمتی است که نصيب هرکس نمي شود وبدان که:
-دوستت را از همه اسرارت آگاه مکن مگر اسراری که اگر دشمن تو از آن آگاه شود، به تو ضرری نمیرساند،چون ممکن است دوست تو روزی دشمن تو شود.

-دوست آنست که،اگر مال و ثروتی پيدا کرد و يا به مقام و حکومت رسيد، رفتارش با تو فرق نکند.

-دوست آنست که،خوبی تو را خوبی خود و بدی تو را بدی خود بداند.

-دوست آنست که،با تو راست گويد نه آنکه دروغ تو را راست انگارد.

-دوست آنست که،هرگاه کلمه ای حق از تو بشنود، خشمناک نشود.

-دوست آنست که،تو را در خلوت توبيخ و نصيحت کند و در ملاء عام تحسين.


      دوستان و آشنایان قدیمی من

با معذرت از باقی دوستان قدیمی که در اینجا نامشان نیست

سلام بر عشق!

عشق يعنی غمزه های چشم يار     عشق يعنی ناز هر زيبا نگار

عشق يعنی زیبایی با سادگی      عشق يعنی بر صفا دلدادگی

سلام به تو که صبر و قرار مرا گرفته ای!

 

چگونه گویم از عشق تو؟ و چگونه گویم این سخن با تو؟ اول از عشق تو گویم! وآنگهی با تو سخن گویم! شاید روزی تو هم این صفحه دل را  با اشارهء انگشتی باز کنی...شاید...؟؟!!

از آن روز اول آشنایی گویم که قلبم چه ها که با من نکرد! و اگر پرسند از من که عشق را چگونه دریافتی و کجا؟ خواهم گفت: وقتی که قلبم تو را شناخت و عقل و منطق را نشناخت، و من دیدم تمنای دل را که در سکوت نگاهت فریاد میزد: یافتم آن آشنا عشق بیگانه را! آن همدم و مونس را! آن دنیای محبت و صداقت را و من عشق را در اعماق قلبم دریافتم!

 

 و نگاهت!! و ندانم که چشمانت این فریاد را دیدند یا نه؟ و قلبت این صدا را شنید یا نه؟؟؟

 


روزی که  چشمهایم تو  را ديد   **   دل من در سينه لرزيد

    با همان سلام و  نگاه اول    **   عشق تو عقل مرا دزديد


 

و من در این آشفته بازار دیار هجرت به تو می اندیشم؟؟

می اندیشم به رفتارت، به کلامت، به نگاهت، به حیا و سیرتت، به صداقت و نجابتت و...و تو نیز ندانم به چه می اندیشی؟


       دلبر من، آسمانی آبی است          چهره ی انسانیش مهتابی است

جمله رفتارش بسی باشد متین           میگذارد پا خرامان بر زمین   

**********

دلبر من عاشق ذات خداست     زينت و زيور برايش بی بهاست

جلوه ی آيين يارم ذاتی است      قلب پاک دلبرم مرآتی است

**********

آنچه داده حق به او آن زينت است    دلبر من ساده و خوش طينت است

زينت  يارم،  دل آگاه  اوست            هر که باشد زينتش دل،اونکوست

    


 می گویند وقتی آدمها عاشق می شوند عقل و منطق را نمی شناسند، ولی من تو را با عقل و منطق عشق شناختم و وقتی قلبها بی ریا و پاک باشند چه بسا که احساس درک همدیگر را دارند و چشمها و نگاه ها بی هیچ کلامی، هزاران سخن ناگفته را می گویند، و من در چشمانت می جویم آن سخنان نا گفته را ! ولی چرا چشمانت سخن نمی گویند؟ و تو خود شاید بهتر از من بدانی که چشمان من در انتظار سخن های ناگفته چشمانت و قلبم در انتظار پیوند زیبای عشق!! پس به چشمهایت و به قلبت بگو این همه انتظار چیست؟؟

بیا تا زندگی بسازیم، نه با زندگی بسازیم!

و تو را می نگرم! در خواب، در بیداری! در روءیا، در واقعیت!

سکوتت را !  لبخندت را !  صدایت را !  لطف و کرامت را  !

این عشق جه ها که نمی کند!؟!؟

 دو غربیه را آشنا ! دو قلب را پیوند ! دو نگاه را انتظار ! دو احساس را خواهش و تمنا !